اخبار

عاشورا......

شبنم فرضی زاده

مثل فریادی  که در کوه وکمر پیچیده است

آرمانی ساده در ذهن بشر  پیچیده است

 

ماه امشب سخت دارد بی قراری می کند

باد می گوید به گوشش یک خبر پیچیده است

 

آرزوی آسمانی  ها اجابت می شود

گوش کن "امٌن یجیب" یک نفر پیچیده است

 

ناله های بی بهانه علتش معلوم  نیست ؟

سوزهای عاشقانه بیشتر پیچیده  است

 

باز بغض بیقراری در گلوی خانه و...

باز چشم اشکباری سوی در...پیچیده است

 

جاده بر اسپند هم دارد حسادت می کند

چند ساعت میشود بوی سفر پیچیده است

 

میرود تا روز را برروی شب برپا کند

می  رود تا عاشقی را تا ابد معناکند

 

 

عشق دارد بر همه عالم سرایت می کند

رود  دربستر..ولی کوه استقامت می کند

 

جمله مشتاقان مستی گرد جامش آمدند

 حال ساقی را مگر دستی رعایت میکند؟؟

 

یک نفر می گوید  ازمولا خجالت می کشم

یک نفر می گوید او مارا شفاعت می کند

 

نیزه هایی که فقط مامور سرپیچی شدند

مشک سرخی که فقط از او اطاعت می کند

 

آب از شرمندگی  دائم عرق می ریزدو...

از خودش هر لحظه اعلام برائت می کند

 

باورش سخت است اما گاه ممکن می شود

صفحه تاریخ گاهی خرق عادت می کند

 

می شناسم ,این همان عطر غریب یاس نیست؟

چشم هایش آشنا می آید او عباس نیست؟

 

رمه ی آهو  برای دیدنش صف بسته اند

دسته ای پروانه تا بوسیدنش صف بسته اند

 

حتم  دارم  باتبسم هاش می خندد زمین

 راست می گویند برخندیدنش صف بسته اند

 

 خنجر خورشید روی پیکر شب می نشست

چشم ها دیدند بر تابیدنش صف بسته اند

 

درکویری که  به لب های عطش روییده است

قطره قطره تا  دل باریدنش صف بسته اند

 

فصلی از اعجاز بردستان او گل کرده و..

از ازل پرچین ها بر چیدنش صف بسته اند

 

"میرود تا عاشقی را تا ابد معنا کند"

کائناتی که  سر فهمیدنش صف بسته اند

 

وصف حال عاقل و میخانه را نشنیده اید؟

شرح هفتادودوتا پروانه را نشنیده اید ؟

 

شطی از آیینه وآیینه درهم  ,مثل آن

بغض دریا در گلوی ابر شبنم مثل آن

 

یک دم سرخ ازمسیحای  دهانش مثل  این

یک نگاه از چشم های پاک مریم مثل آن

 

شوق بی اندازه ی لبخند محضی مثل  این

اشک تنهایی به روی گونه کم کم...مثل آن

 

مسلک ثانی و قالوا:قد علمنا  ذلک....

قال راوی: انت  مولود المحرٌم ..مثل آن  1

 

سوز واشک وآه وناله ,  آتش وخون وستم

رفته بابای رقیه ,آمده غم  مثل آن

 

کودکی شش ماهه با فریاد پاره ..مثل این

ضجه ای تا عرش از پهنای عالم ,مثل آن

 

یک به یک با لشکری از کفر رودر رو شده

گرگ هایی  هم نبرد دسته ی  آهو شده

 

نینوا درنینوا دلواپسی ,تب ,وایِ من

میرسد شب میرسد شب میرسد شب ,وای من

 

"مثل دابٍ قم نوحٍ...والذین بعدهم...."  2

یک طرف شمشیر ,میدانِ لبالب ,وای من

 

بغض "هل من ناصر" ی راه گلو را بسته است

با "هوالناجی ,هوالناصر ,هوالرب "..وای من

 

خیمه ها میسوزد و هر شعله دریا میشود

آتشی از کینه ی "لاحُبٌ یرغب..".وایِ من   3

 

برتمام کودکان دارند سیلی میزنند

وای زینب وایِ زینب وایِ زینب ,وای من

 

چشم هایت را ببند ای نوگل شش ماهه ام

می رسدشب ,میرسد شب,میرسد شب وایِ من

 

"قل هو الحق ..فسجدوا.."یی که مسلٌم میشود

پیش پایش تاابد ابلیس هم خم می شود!

 

ذره ای  از آه اورا  وام طوفان می دهند

قطره ای از اشک هایش را به باران می دهند

 

هر چه می بینیم ومبینید ومی بینند را

با "هو الحی وهو القیوم " او جان می دهند

 

چند روزِ سال را گاهی حسینی میشویم !

دردهای لاعلاجی را که درمان میدهند...

 

راستی پیغام او این بوده؟؟تنها نذر واشک ؟

این چنین با نهضت او دست پیمان می دهند؟؟

 

شیعه اوییم و.....بغضی که گلویم را گرفت

شاعر شرمنده را حالی پریشان می دهند

 

هرچه دل تا آخر هستی  همه شیدای او

کل این عالم فدای غیرت سقای او

 

....

 

1-سوگنامه کربلا-ترجمه لهوف سید بن طاووس-مسلک دوم-سخنرانی ازفرازامام درصبح عاشورا

2- سوگنامه کربلا-ترجمه لهوف سید بن طاووس-مسلک دوم.ازفراز سخنان امام بعد از شهادت حضرت علی اصغر(ع)

3- سوگنامه کربلا-ترجمه  لهوف سید بن طاووس-برگرفته از بخش دشمنان قسم خورده ی امام ویاران ایشان
۱۱ اسفند ۱۳۹۲ ۲۲:۱۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید