اخبار

بروکسلِ -ندید- کسل شده!

فرید حسینیان تهرانی

خفه شدن در مصاف تن تن             آرزوی هر تنی‌ست
که مثل ما راهش را به مصلای تن باز کرده باشد:
دست‌هایمان را می‌شوییم از خوارج دنیایِ دری

یک بری می رویم سمت تسلای خاطر بازماندگان
تا رویای فراموشان                        خاطرات ما شوند.
کودکی از میلو شروع می‌شود و                     میوه می‌دهد در او

که به شکوه داستان‌های ساده                     نیرنگ می زند             پورن
-پیرنگ را نمی‌شناسد که بگویم داستان‌نویس است-
همین‌طور از سر اتفاق

گیوتین را گردن‌آویز آواز بی‌حلقوم کرده است                باد

خفه شدن در کلافِ تن به تن

دستش به دنیای او نمی‌رسد که عبوری ابرگونه دارد و
گونه‌ای ابرگونه

و دستی دیگرگونه
که آسمان را به هم می‌ریزد: رنگ      نور         پروانه!


هنرپیشه‌ی پشه‌هایی به هیأت ققنوس

کارگردان نوستالژی‌هایمان شده است و اِی                  وای
چقدر دلم گریه می‌خواهد،

 

خاطره‌های بلژیکی‌ها،

نقاشی ماژیکی‌ها را به من قرض بده، ژرژ رمی[1]!



[1] خالق تن تن

۲۲ اسفند ۱۳۹۲ ۰۹:۵۸

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500