اخبار

و خدایم گاهی برایم قربانی می کند

محمد حسن پاکدامن

ﺑﻪ دﻧﺒﺎِل ﺗﺮدﻳﺪی ﺟﺪﻳﺪم

ﻛﻪ ﺷﯿﻄﺎﻧﻢ را رام ﻛﻨﺪ

ﺳﺎل هاست،

ﺑﺮ ﭼﻜﺎِد اﻳﻤﺎﻧﻢ،

سُخره می کند

و ﺧﺪاﻳﻢ،

ﮔﺎهی ﺑﺮاﻳﻢ،

ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺤﺮابِ آن ﺣﻮریِ ﻣﺴﺖ،

ﺗﻨﮓ ﮔﯿﺮم و ﻧﺠﻮاﻳﻲ ﻛﻨﻢ...

 

ﻣﻦ از هرزه ﻋﻠﻒ های ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﯿﺰ،

ﺷﺮﻣﺴﺎرم

ﻛﻪ در ﻧﮕﺎهم،

هرزگی را در ﻗﺎﻣﺖ ها دﻳﺪم

و از ادراِک ﺣﺎﻟﺖ ها ،

ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﻣﺎﻧﺪم

ﻣﻦ!

متهم از اﻳﻤﺎِن ﻧﺎﺟﻮﻳﺪه ی ﺧﻮﻳﺸﻢ

دﻳﮕﺮ ﺧﻨﺪه هایم ﺑﻮیِ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ دهد

و ﮔﺮﻳﻪ هایم،

آﺑﺮﻧﮓِ ﻧﻘﺎﺷﻲِ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﯿﻄﺎن اﺳﺖ

آه!

ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺳﺎل اﺳﺖ ،

ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎرِ ﺑﺎران های طوفانی،

ﭼﺸﻢهایم را ،

ﺳﻔﯿﺪ ﻛﺮده ام

ﺗﺎ ﺷﺎﻳﺪ،

ﻟﻄﺎﻓﺖِ ﮔﺮﻳﻪ را ﺑﺎز ﻳﺎﺑﻢ

دﻳﺸﺐ

ﺑﻪ زﻳِﺮ آﻻﭼﯿﻖِ ﺧﺎﻧﻪ ی ﻣﺎدر ﺑﺰرگ،

آن ﺳﭙﯿﺪ ﮔﯿﺴﻮیِ ﻋﺎﺷﻖ

برایم گفت:

" ﭼﻮن ﺧﺪا خواهد ﻛِﻤﺎن ﻳﺎری ﻛﻨﺪ "

* " ﻣﯿﻞ ﻣﺎ را ﺟﺎﻧﺐِ زاری ﻛﻨﺪ "

در ﻧﯿﺴﺘﺎن

از نیِﺣﺰینی ﮔﻮﻳﺎ ﻧﺎﻻن ﺷﺪم ،

ﺷﺎﻳﺪ اﺷﻚ هایم،

ﺑﺎﻗﯿﺎﺗﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮای ﻣﺒﺎداها

) ﺑﯿﺘﻲ از دﻓﺘﺮ اول ﻣﺜﻨﻮی/ ( ﻛِﻤﺎن ، ﺟﻤﻊ ﻛِﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻛﻪ ﻣﺎ را

۲۵ اسفند ۱۳۹۲ ۱۲:۵۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید