اخبار

هنوز زبانم گرفتار لکنت نیست

محمد حسن پاکدامن

در ﺧﻮابِ ﮐﺎﻏﺬها

ﻓﺮهایم رژه ﻣﯽ رﻓﺘﻨﺪ

ﭼﺮا ﭼﻨﯿﻦ

سهم ﻣﺎ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺷﺪن اﺳﺖ؟

ﺑﺎور ﮐﻨﯿﺪ

از ﺳِﺮ ﻧﺎﭼﺎری روزی

ﺑﺮ ﮐﺎﻏﺬی ﭼﺴﺒﯿﺪه ﺑﻪ ﺳﻄﻞ زﺑﺎﻟﻪ

ﺳﺠﺪه ﮐﺮدم

وﻗﺘﯽ دﻟﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد

از آهن ﺑﻪ آه ﭘﻨﺎه ﻣﯽ ﺑﺮم

و ﺑﺮ ﻧﮕﺎه ﺧﯿﺮه ﺑﺮ ﺧﯿﺎﻻﺗﻢ

اﻧﮕﺸﺖ ابهامم را در ﺑﺎد ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺎﻧﻢ

ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ رﻣﺰ ﺣﯿﺮتِ ﻣﺮا ﮐﺸﻒ ﮐﻨﺪ

ﯾﺎ دروِن ﺳﯿﻨﻪ ام

هاله ای از راز های عهد ﻗﺪﯾﻢ را

رﺻﺪ ﮐﻨﺪ

هنوز زﺑﺎﻧﻢ ﮔﺮﻓﺘﺎر ﻟﮑﻨﺖ ﻧﯿﺴﺖ

و ﭼﺸﻢ هایم ﺧﻮب واژها را ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ

ﺑﺮای روز ﮐﻤﺒﻮِد اﺣﺴﺎس

ﮔﻮش هایم را ﺗﯿﺰ ﮐﺮده ام

ﺗﺎ ﻓﺼﻠﯽ دﯾﮕﺮ

ﺑﺎد

ھﺰار و ﯾﮏ ﺷِﺐ ﮐﺎﻏﺬ ها را

ورق زند ...

۲۵ اسفند ۱۳۹۲ ۱۲:۵۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید