اخبار

شعر سوم

زینب کریمی

پدر سکوت می‌کند

من کودکی تو را تصور می‌کنم

با چشمانی به معصومیت نخل‌های ۵ ساله

 

خون از لب‌هایت سرازیر می‌شود

پدر سکوت می‌کند

تو اسم کوچه‌مان می‌شوی

بی ‌آن‌که کسی بداند چه‌قدر عاشقت بودم
۱۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۱۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید