اخبار

شعر چهارم

زینب کریمی

زن را به سردخانه می‌برند

و هیچ‌کس نخواهد دانست

رازهایی که نگفت...

مکث کن!

خاکسپاری و بابونه‌های گورستان را ببین و برو!

تا سحر چیزی نمانده.

۱۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۱۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید