اخبار

شعر پنجم

زینب کریمی

زمستانْ کُند و کش‌دار

تو مثل همیشه

در حاشیه،

رخت‌های خیس را پهن می‌کنی و می‌روی

خشت بر دیوار می‌زنی

از دی تا فروردین

و شمایلت هر روز

در فنجان واژگون قهوه

تلخ می‌شود...

 

قلبم را شخم می‌زنم

و به رسم تمام زخم‌های زمین

صدا می‌کنم:

مادر!

۱۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید