اخبار

شعر دهم

زینب کریمی

جنگل آشفته در باران

چشم‌های توست

وقتی آهسته‌آهسته

ردیف سرو و کاج را رد می‌کنی

برای کشف گونه‌های من و سبزی درخت‌ها

اولین خوابی که دیدی، یادت هست؟

من در جنگل گم شده بودم

 

باران می‌بارد و

در جنگلم هنوز.

۱۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۱۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید