اخبار

بزودی

محمد شهبازی پویا

امروز در ذهن ام

یک جفت دست پیر جا  مانده است

در ذهن ام    یک اسب  خط خطی

اسب  بر غروب  این روزها  چهار نعل  می تازد

و خود را به دیوارها   می کوبد

خورده های شیشه  در کف اتاق

کف اتاق  از چهار گوشه

از هر گوشه

بوی عشق

از هر گوشه  اسب می دود

اسب می دود

و خود را به دیوارها  می کوبد    می کوبد

بزودی

برایت شعری خواهم نوشت

که از سقف خانه ات   هم

اسب ببارد

۱۹ فروردین ۱۳۹۳ ۲۰:۱۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید