اخبار

خواندن ذهنم

اکبر آزادپور

خواندن ذهنم

حتی با اسلحه

یک حلقه اضافه می کند

به کسانی که جهانی عاشق میشوند

دنیایی که نباید دیده شود

از سوراخ جمجمه ی سرخپوستی در آمریکا

از لابه لای دنده های زنی در آفریقا

و از پنجره ی سلولی در آسیا

دارم به تنها کسی فکر میکنم

 که میتواندجسدم را شناسایی کند

اما پیانوی قدیمی کلیسا

با گریه میگوید

این رز وحشی

با گلدان رام نمیشود

وقتی دستهای سفید

سرخ از جنگل بر می گردند

محل تولدش

با محل دفنش

یکی نیست این پناهنده

که گریه هایش ربطی به

چوب پنبه ها ندارد

ربطی به بطریهای شکسته

که اخر این شعر دست کسی را می برد
۱۹ فروردین ۱۳۹۳ ۲۱:۴۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید