اخبار

دست نگه داشت

اکبر آزادپور

دست نگه داشت

کاری از آستین خالی بر نمی آید

وقتی راه گم می کنداین گلوله

 از اسلحه ی قاضی در دادگاه لاهه

یا دادستانی که کر به دنیا آمده است

سهم او از بودن

 شدن بود

تیری که سینه به سینه حفظ

و در هیچ قطعنامه ای نمی گنجد

بالاتر بیا ماه

می خواهد این جنازه را بهتر ببینم

نه!!!

رد خون را دنبال نکن

 که این برادری تنی است

در خاکریزی

که استخوانی روی شانه ان گریه می کند

 يا نامه ای

 که سال شصت پست شد

 به دست مورچه های سرباز

حالا تمام ان را حفظ کرده اند

 از دوربین دیده بان که نگاه کرد

خط مقدم از پیشانی برادرم می گذشت

حالا مدتهاست در اسارت خودش

 دلخوش به هیچ سازمانی نیست

حقوق بشر یا بنیاد جانبازان

آخرین بار این غواص

 در تخت بیمارستان فرو رفت

و سالها بعد

 جسدش در هورالعظیم بالا آمد

۱۹ فروردین ۱۳۹۳ ۲۱:۴۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید