اخبار

گونه های خیس

اکبر آزادپور

گونه های خیس

ادامه ی چادریست

که چشم از این تخت بر نمی دارد

برنمی دارد دست

از دستهایی که جا مانده اند

در بیمارستانهای  صحرایی

وگرمی این دستها

سرد خانه را مبتلا می کند

به اولین سلام گروه تفحص

به سجده می افتد روی پیشانیت

آخرین قطره ی خون

تا نوار مرزی به همسرت برسد

نخلها سر از خانه در آوردند

ستاره ها سر از خاک

و جز این زن هیچکس

جنازه را گردن نگرفت

مگر با پلاکی

که در اولین نگاه

به باطل شدن شناسنا مه ای

فکر می کند

به این پرستار بگو

آرایشت را پاک کن

تا لو نرود آرایش جنگیم

در پنجره ی بیمارستان

دو جانباز زیر یک سقف

 ایستاده اند

تا زخم پیوند قلبی

کاری ترباشد ازپیوند ریه

تو به کپسولهای اکسیژن

 فکر می کنی

همسر جانبازت به کارت اهدا ی عضو.

۱۹ فروردین ۱۳۹۳ ۲۱:۵۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید