اخبار

ماه اسفند، ماه پر کاری ست

لیلا تقوی مطلق

"الو خانم؛ بله خودم هستم؛ کوچه ی چند؟ درب چندم بود؟ "

زن دوباره به راه می افتاد مقصدش خانه های مردم بود

 

"شیشه ها را تمیز کن اول، بعد هم گردگیری و جارو

گاز هم روغنی ست، پاکش کن"  این، صدای قشنگِ خانم بود

 

پرده ها را که داشت وا می کرد چشم هایش به دور و بر افتاد

خانه مانند موزه ای زیبا بین اشیای قیمتی گم بود

 

همه جا مثل روز اول شد خانم از کار او خوشش آمد

مزد خوبی گرفت و یک بسته که پر از رخت دست دوم بود

 

توی راه از خودش شکایت داشت، گونه هایش دوباره گل انداخت

خسته از چشم های آن خانم، خسته از دیدن ترحم بود

 

یاد لبخند همسرش افتاد طعم ماه عسل تداعی شد

ساحل و پرتقال سبز شمال، خاطراتی که توی آلبوم بود

 

"من رسیدم، سلام؛ بیداری؟ وقت آمپول بعدی ات نشده؟ "

شوهرش توی خواب می نالید هر رگش جای نیش کژدم بود

***

ماه اسفند، ماه پر کاری ست؛ تلفن زنگ می خورد دائم

"الو خانم؛ بله خودم هستم؛ کوچه ی چند؟ درب چندم بود؟ "

۲۰ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۲۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید