اخبار

آخر قصه‌ات اینجور نباید باشد

محمد پیرانی

آخر قصه‌ات اینجور نباید باشد

اینقدر فاصله‌ها دور نباید باشد

نقش من را تو در این قصه- که دلخواهم نیست-

پاک کن! صحبتی از زور نباید باشد

قتل یک مورچه از عهده‌ی من بیرون است

نقش من قاتل منفور نباید باشد

ماهی قصه فرورفته به رؤیایی ژرف

سخن از وسوسه‌ی تور نباید باشد

خواب خورشید ببینم همه‌ی شب اما

بر لبم صحبتی از نور نباید باشد؟!

پاک کن، خط بزن این قصه و از نو بنویس

واژه مأمور، وَ معذور نباید باشد

۲۰ فروردین ۱۳۹۳ ۱۵:۴۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید