اخبار

نهاده ام سر خود در میانه از چپ و راست

مرتضی لطفی

نهاده ام سر خود  در میانه از چپ و راست
به صورتم زده سیلی زمانه از چپ و راست 
درختِ "باد به دستم" که خورده ام به تبر
کشیده بی بری‌ام شاخ و شانه از چپ و راست
چه بارها که کشیدم، جواب خلق چه بود؟
درید کتف مرا تازیانه از چپ و راست 
امید همرهی ام کو دگر ز سایه ی خویش؟!
که ضربه خورده ام از پشتوانه از چپ و راست
چقدر خسته ام از روزگار، حق دارم 
اگر زمین بخورم بی بهانه از چپ و راست 
چه درد دل کنمت آی رهگذار غریب!
چو بی محل کُندم اهل خانه از چپ و راست 
چه تیر آه کجی هر که را نشانه روم
کند به سمت من این کج، کمانه از چپ و راست
اسیر دام مدامم نشد پرندۀ بخت 
اگر چه داده امش آب و دانه از چپ و راست

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۳۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید