اخبار

چقدر از کف من تیر بی نشان رفته ست

مرتضی لطفی

چقدر از کف من تیر بی نشان رفته ست 
چقدر تیر شکسته از این کمان رفته ست
چه حرف‌ها که نگفته مرا پشیمان کرد !
چه نکته‌ها که نسنجیده بر زبان رفته ست !
چگونه بنگرم آخر به کار و کِشتۀ خویش؟
که هر نهال به تاراج صد خزان رفته ست 
مپرس حال مرا، درد دل نخواهم کرد
اگرچه کارد به سروقت استخوان رفته ست
مراست حالت پیری که زیر سقف کبود
دو روز عمر به تشییع صد جوان رفته است
تلنگرم مزن ای عقل، ترسم از این است
به خود بیایم و بینم که کاروان رفته ست

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۳۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید