اخبار

اسارت معجر

فائزه دارابی

«اسارت معجر»

صوت قرآنی به روی نیزه-منهای حسین

صفحه ای پاره که مانده از بقایای حسین

چوب زخم خیزرانها بر لبش خط میکشید

روی سیلی سرخ بود از بس که لبهای حسین...

معجری را به اسارت برد باد از خیمه ها

چادری بر خاک می افتاد بر جای حسین

در جهانم کل اجزا جز تو فانی میشود

«کل شیء هالک» میگفت اجزای حسین

روضه خوان از بیت آخر گفت جان را شعله زد:

پاره گشته مشک در چشمان سقای حسین...

گریه کردم چشمهایم از خجالت آب شد

آب باید رانده میشد از تماشای حسین

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۵۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید