اخبار

زبانه های شعر

محمد علی زارعی لمراسکی

ببین که بیت چشم تو ز جام باده خوانده ام
شراب درد دوری ات به جام دل چکانده ام
زبانه های شعر من فلک به آتشی کشد
نگر که آتش رخت به بیت ها کشانده ام
منم که یاد میکنم دوباره از دوچشم تو
چه رنج ها زیاد تو به این غزل رسانده ام
نگاه میکنی و من دلم ز دست میدهم
چکاوک دل خودم ز بام دل پرانده ام
به این دل حزین من به جز غمت نبود و نیست
ز بعد دیدن تو من خوشی ز خود رمانده ام
شبانه مست میشوم ز شرب هجر داغ تو
به اشک دیده تر کنم همین غزل که خوانده ام
شب هم به خواب میرود ولی شبی سحر کنم
شبی دوباره تا سحر به توبه مست مانده ام
به توبه از گناه من که از کفم برفته ای
به توبه چون که من تورا هر آن سزد نخوانده ام

نظر نما دوباره بر حزین قلب مفلسم
نظر نما که خوش شود دل ز عیش رانده ام
شبی چه موحش و عجیب ورای دوریت بود
هنوز عشق چشم تو ز جان خود نرانده ام

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۳۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید