اخبار

نشانه های بی نشانه

محمد علی زارعی لمراسکی

شب است و میکند به جانم کمان ابروت کمانه
من از دوچشم تو بیابم نشانه های بی نشانه
ز داغ هجر روی ماهت ز نور گیسو سیاهت
نگر که چون شکسته بالم که چون شدم غریب خانه
بیا تو بر شب سیاهم به خوان نغمه ی تباهم
بیا نشین به قصر جانم نشین و تکیه زن شهانه
به وصف تو قلم گمارم غزل شود زبهر یارم
خم و شرار زلفت امشب بود مرا غزل بهانه
قلم حزین و خسته گشته پیاله ی غزل شکسته
چرا شده نم وصالت به شمس عاشقی نشانه
دگر توان من همین است توان عاشق این چنین است
تو در غزل همی نگنجی تو ای نگار و ای یگانه

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۴۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید