اخبار

نهال عشق

محمد علی زارعی لمراسکی
دیگر غمیده قلبم عزم سفر ندارد
بنگر که شام تارم بوی سحر ندارد
از بعد رحلت تو دنیای من تباه است
دیگر هوای چشمت در دل گذر ندارد
سوز غروب چشمت آتش به جان من زد
جز این غمیده جانم سوز دگر ندارد
صد ناله از فراقت با هر سپیده کردم
داد از غم حقیقت آهم اثر ندارد
با این نهال عشقم این باغبان جفا کرد
حتی اگر بمیرم عشقم ثمر ندارد
از طره ی خمارش تا خمر نوش لعلش
دیگر فسرده جانم تاب خطر ندارد
با تیغ ابروانش آهوی قلب من کشت
آهوی مشک بویم راه و مفر ندارد
دیگر خمار لعلش بوی صبا ندارد
دیگر دو چشم مستش رنگ قمر ندارد

رنگ از رخش پریده یا چشم من تباه است
دیگر عمین قلبم نور بصر ندارد
یا رب چه شد به جانم تا در طلوع چشمش
(تاریک)جان مستم تاب نظر ندارد

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۴۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید