اخبار

گلایه

محمد علی زارعی لمراسکی
من از هلال لعل سرخت رخ قمر دگر ببینم
من از نظر به چشم نازت به این زمین قمر ببینم
نفس نفس ز ناز چشمت ز پیچش و شرار زلفت
ستون و سقف آسمان را ز ناز تو اثر ببینم
فدای ناز چشمت ای دوست نظر نما به زیر پایت
منم که زیر خاک پایت نفس از آن نظر ببینم
ببین گدای چشم مستت دویده در پی رکابت
منم که از خم دو لعلت ز تیر غم خطر ببینم
شبی نباشد ای نگارم که بی عذاب تو بخوابم
شود که ای خدا ز اشکم کنار او ثمر ببینم؟
ندیده دل به تو بدادم فدای تو توان و هستم
هزار و صد گلایه دارم رخ تو را اگر ببینم
بگفتم ار که تو بیایی گلایه ها دوباره گویم
غم از دلم دگر روان است اگر رخت قمر ببینم
شب و شراب و شرب دوری شب و شکن ز زلف و چشمت
به این امید خفته ام من نشانه ی سحر ببینم

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۴۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید