اخبار

مسجد که در ندارد

محمد علی زارعی لمراسکی
ای دل خموش آهت دیگر اثر ندارد
آن کس که میپرستی نامت خبر ندارد
آنی که خواب و خورت با خود ز کف ببرده
سودی دگر ز آه و چشمان تر ندارد
چشمت ز اشک خشکید کم ناله کن ز بهرش
بهر کسی که بهرت اشکی به بر ندارد
ای دل مپرس حالم؛حالم مپرس ای دل
کاین جسم بدتر است و حالی بتر ندارد
بیشم نبود سودی از ناله های بی سود
چون این قمار بردش سود و ضرر ندارد
لبخند بر لبم نیست همچون سبوی بر کف
دیگر شراب رفت و جامی دگر ندارد
ساقی ببست خمار در بشکن و گذر کن
کز بعد زهر جامی در وی گذر ندارد
رو سمت مسجد آرام بر قبله کن دو دستت
هی در مزن دمادم مسجد که در ندارد

خاموش باش لیکن از دل بگوی با دوست
ای دوست قلب تنها نای سفر ندارد
مقصد بیار چون ما درمانده ایم و خسته
جانم به راه وصلت تاب خطر ندارد
(تاریک)باش ای دل کم ناله کن به سویش
کاین ناله غیر ناله هیچت ثمر ندارد

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۴۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید