اخبار

هیزمان آتش

محمد علی زارعی لمراسکی
لقمه ای نان و نمک قوت هر شام من است
شهد در کام تو و زهر در کام من است
گر تو غرق نعمتی نوش جانت نعمتت
تیره روزی از من و تیره ایام من است
گر نمازم بی ثمر باشد آخر بی خبر
رازی اندر سجده و مهر و قیام من است
در پس مرکب نشین پای خونینم ببین
با دو پا ره رفتنم مرکب تام من است
با لباس اطلست بر لباسم خنده زن
گر لباسم پاره و ناخوش اندام من است
از صباح باکرم تا به شب دنبال رزق
گر گرسنه خفتنم آخر شام من است
آه از ایام من ، وای بر ایام تو
غرق نعمت باش لیک بهتر ایام من است
من قنوتم بخشش و داد تو جاه و مقام
ای که میخندی به من سجده مقام من است

خاص من نیک است لیک خاص تو غرق گنه
گر بسی خوش عام تو ور که بد عام من است
آخرت بینم تو را ای که مغروری به خود
این جهان نیک تو و جنت اکرام من است
نوش جانت نعمتت ، هیزمان آتشت
آخرت لرزانی و محکم این گام من است
نوش جانت این جحیم خوش تو را (تاریکی)اش
اینک اینجا سربلند خاطر و نام من است

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۵:۱۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید