اخبار

1) وای از نماز

محمد علی زارعی لمراسکی
وای از نمازی کاندرو تزویر طغیان میکند
وای از ریا چون دین ما از پایه ویران میکند
داد از نماد سجده بر پیشانی غرق گنه
ای بی خرد پیشانی ات کفرت نمایان میکند
جلباب پوشش میشود سرپوش بر کارش شود
در زیر جلبابش نگر بیچاره عصیان میکند
در پیش قرآن میکند صد ها گله از بی نماز
وای از نگاه هیز چون در پیش قرآن میکند
دائم دکوع و سجده و در سر هوای دیگرست
بنگر به این بیچاره چون عصیان شتابان میکند
با این شتاب عصیان کند تا وقت ظهرش نگذرد!
وآنگه به اسمی تازه خود در پیش خوبان میکند
با یک دلی غرق گنه دارد نوای ربنا
راستی چه حرفی با لبش با این خدامان میکند
اشکی به چشمانش روان، برخاسته از عمق جان!
بهر ریا اشکش نگر از قلب و از جان میکند

شب تا سحر بر سجده ی لعل خمار ساقی است
بر منبر وقت سحر وعظی به مستان میکند
غرق بدی و منکری غرق فساد و مسکری
اینک نمازش را نگر چون پیش انسان میکند
دارد نماد سجده بر پیشانی از بهر ریا
این ها جوانان زمان از دین گریزان میکند
این ها همه (تاریکی)است نی شعر بی پاین من
از ترس واضح گشتنش شعرم به پایان میکند

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۵:۱۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید