اخبار

احوال نسل من

محمد فروهر
«احوال نسل من...»
حالی نمانده و همه سرخورده ایم ما
از این زمانه بس که لگد خورده ایم ما...

شادی ندیده ایم ز این روزگارِ زشت
در این سرای غم زده پژمرده ایم ما

کی میشود از این غمِ کهنه جدا شویم؟
حتی ز دستِ خود، همه آزرده ایم ما...

عادت شده است غصه برای نبود ها...
عمری در این میانه به سر برده ایم ما

در جستجوی لذتِ یک واژه گم شدیم... 
مشتی مریضِ جنسیِ افسرده ایم ما!

طعم هوس به عشق بیارزید و بعد از آن
دل را به جز معامله نسپرده ایم ما

باید ز دست رنج مداوم فرار کرد
دردا که زنده ایم، ولی مرده ایم ما...

۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۰۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید