اخبار

گرچه شاعرنشدم باهمه ی طبع ترم

مجتبی قراگوزلو
گرچه شاعرنشدم باهمه ی طبع ترم

چه بلاها که سر شعرنیامدبه سرم

مثل افراد گرفتار در آتش دائم

نگرانم نوزد شعله ای از دوروبرم

پدرم خواست که شاعربشوم امامن

بارها گفته ام این راه مبادا پسرم

ضعف اعصاب مراغربت شعرم رو کرد

مثلا شاعر این شهر خرابم خبرم

شعرناب است وحسادت منویک قوم حسود

قاتق نان که نه، شد قاتل جانم اثرم

من ازاین کوچه که سرمیشکنندآدمهاش

به گمانم نتوانم سر سالم ببرم

مثل سربازضعیفی که حریفش قدراست

نا امیدانه به سمت هدفم حمله ورم

من مجنون کم آورده ازاین عاقل ها

به کدام عادل دیوانه شکایت ببرم

فندکم قاتل بلفطره ی شعرم شده است

بسکه از خیر غزلهای خودم میگذرم

۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ۱۳:۰۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید