اخبار

عشق، تن می فروشدشان

مجتبی شیرزه حق

استخوانِ سربی ادّعا

می شکافد

گلوی تنگ عشق را

 

به سان بانگ توخالی طبل

چنگ می زند

چهره ی چموش عقل را

 

- چونان بامداد تلخ سپید-

عشق

به نام «او»

به احترام «داماد» بر می خیزد

که شمعدانی های «عروسی» اش

نه چندان دیر،

لب به سرخی خون می گشایند

 

به هرمِ هارمونیِ گلگون چهره ها،

عشق،

لب بر لب سکوت سرد شان می ساید

همانان

که شمشیر شدایدِ دشمن، شکستند

و شاید این دَم،

نَفَس

از پوکه ی درشت اکسیژن می گیرند

همانان

که عشق

تن می فروشدشان

۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ۱۸:۲۹

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500