اخبار

شکوفه رضایی

خانه را مرتب کرده ام

دستمالی نم به گلها کشیده ام

چای را دم گذاشته ام

بمان

 از ایستگاه ،

 جمله خوبی نمی شود ساخت

جز اینکه دیر کنی !

 از تمام اتوبوس ها جا بمانی

برگردی

 بخندی و دستگیره در را ...

خواب هایم تمامی ندارند

 خداحافظ !

تو می روی

تا ابد اینجا می مانی

تا ابد صدایت را می شنوم

تا ابد

  من فکر می کنم ...

 اما تو از هیچ گوشه ای

 

                           پیدا نمی شوی !

۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۰۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید