اخبار

از کویر خشکم و دل را به دریا می زنم

گلرخ سادات حسینی

از کویر خشکم و دل را به دریا می زنم

با دلی از جنس تو خود را به فردا می زنم

 

گرچه هر شب آرزوهایم تباهم می کند

بر غم و اندوه شب زخم تماشا می زنم

 

می شوم پرانه ای در قعر چشمانت ولی

باز هم مثل گذشته لب به حاشا می زنم

 

می نخورده مست خواهم شد من از لبهای تو

بی حواس و گیج و منگت سر به صحرا می زنم

قلب ناآرام من این را گواهی می دهد

تا ابد با عشق تو دل را به دریا می زنم

۲۲ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۲۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید