اخبار

در صدایت دم کرده ی نعنا پنهان کرده بودی

سید رسول پیره

در صدایت دم کرده ی نعنا پنهان کرده بودی

در دهانت شعری از فروغ

و در قلبت کبوتری که مدام به پنجره می کوبد

من همه را پیدا کردم

یادش بخیر آن سال

باران مانده در ابرها

چترهای مانده در انبار را فروخت

یادش به خیر آن سال

دست هایم محصول بهتری داشتم

 

من داشتم

شاخه ای را که از بهار بیرون مانده بود

به درخت برمی گرداندم

۲۴ فروردین ۱۳۹۳ ۰۰:۴۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید