اخبار

برای امام زین العابدین (ع)

نیره کاشی

برای امام زین العابدین (ع)

 

سخت است در اوج بلا بیمار باشی

زخم و مصیبت باشد و تبدار باشی

لب تشنه باشی صف به صف آتش ببارد

تب باشد و از هر طرف آتش ببارد

تقدیر باشد تب توانت را بگیرد

قسمت نباشد کینه جانت را بگیرد

بیدار باشی لحظه لحظه غم ببینی

یک عالمه کابوس پشت هم ببینی

سرهای روی نیزه و تن های بی سر

داغ پدر، داغ عمو، داغ برادر

سخت است که دنبال هر سر گرگ باشد

شب باشد و صحرا سراسر گرگ باشد

لبریز غم باشی و همدردی نباشد

غیر از تو در آن قافله مردی نباشد

یک عالمه غم دیده باشی، مات باشی

تنها امید عمّه ی سادات باشی

این غم بزرگ است این بلا دنباله دارد

آماده شو این ماجرا دنباله دارد

پای برهنه توی صحرا راه رفتن

منزل به منزل پشت سرها راه رفتن

می خورد جسم قافله از هر طرف زخم

فریاد شادی، هلهله، از هر طرف زخم

هر قدر هم غم باشد و دشنام باشد

انگار باید اوج قصه شام باشد

باید تو هم این قصه را زیبا ببینی

باید تمام دیدنی ها را ببینی

باید ببینی، در دلت آشوب باشد

توی سرت تصویر تشت و چوب باشد

چوبی که ... نه! چوبی که از هر داغ بدتر

زخمی به جانت زد که از شلاق بدتر

باید ببینی صحنه ها را مات باشی

تنها امید عمّه ی سادات باشی

حالا رسیده نوبت افسوس بعدی

کنج خرابه، نیمه شب، کابوس بعدی

حالا تو باید لب به لب شمشیر باشی

باید که پشت عمّه مثل شیر باشی

چیزی بگو غوغا شود، دل ها بلرزد

کافی ست که لب وا کنی دنیا بلرزد

سخت است اما کربلا دنباله دارد

این امتحان پر بلا دنباله دارد

... آزادگی و صبر، قانون درخت است

تو خوب می فهمی «علی» بودن چه سخت است!

۲۴ فروردین ۱۳۹۳ ۲۱:۰۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید