اخبار

در انفرادی آفتاب

فرنگیس شنتیا

 دست از سرم بردارید!

امروز چندمین روز انفرادی آفتاب است ؟

چندمین روز پانسمان این تومورهای بدخیم ؟

چندمین روز مرگ مغزی آن کسی که هیچوقت

  این مرده های میخکوب شده بر  دیوار را جدی نگرفت ؟!

 آه می بینی !

مثل همیشه قطارچمدانهای مرا جاگذاشت

 باید همین گوشه کنارها هنوز زمین  طاهری مانده باشد

ببین جایی پیدا نمی کنی که سی سالگی مرا زنده زنده در آنجا  به خاک بسپارند

  می بینی !

 به انگشت نگاری همه  روزهای سیلی خورده ام آمده اند                   

 مرا دوباره لای روزنامه ها بپیچ

مثل همان روز که صورتم را لای روزنامه پیچیدی

و به  اولین جاده ای  که رسیدیم

  تنها قلبی مانده بود

که از ضربان تند رفتن 

از ریشه کنده می شد

 درست مثل   اتهام سرخ عشق   

 مثل همیشه هایی که می گفتی خداحافظ !

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۰۲:۰۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید