اخبار

ماهی سیاه کوچولو

غلامرضا سلیمانی

از دل تُنگ می‌زنی بیرون
آی ماهی سیاه کوچولو !
این طرف  ، آن طرف هراسانی
پیِ یک آب‌راه کوچولو

 

حرکت کن! نایست! خسته نباش!
بعد ازین چشم و گوش بسته نباش!
مرگ خوابیده است چون افعی
پشتِ یک اشتباه کوچولو

 

شهر ما رودخانه‌هایش را
پشت سدِّ عقیم خود کشته
فاضلابی که شرشرش جاری‌ست
می‌رود سوی چاه کوچولو

 

حاکم سرنوشت دل باش و
فکرهای بلند پیدا کن
حاکمِ مردمان کوتوله
بی‌گمان هست ، شاه کوچولو

 

 

از لبم آه رو بگردان تا
شعله‌ها محو قامتت نشود
بگریز از جهنّمم به بهشت
بگذر از یک گناه کوچولو...

 

گاه لبخند چهره‌ها در راه
کِرم‌هاییست بر سر قلاّب
وال هم توی تور می‌افتد
گاه با اشتباه کوچولو

 

ترس در تنگ مانده ، دلگیرم
زخم قلاب بر تنم ، پیرم
جای من هم ببوس دریا را
برو ماهی سیاه کوچولو...

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۰۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید