اخبار

شبیه محتضر در گیرودار حلقه یِ دارم

امینه بولاقی

شبیه محتضر در گیرودار حلقه یِ  دارم

پدر آغوش را وا کن که بی اندازه بیمارم

کسی بردستهای تو دمادم پینه می دوزد

وبی این پرنیان ازماجرایِ خواب بیزارم

پدر دیدم که درقلبت هزاران شهر می سوزد

بجای ابر برهامون چشمانِ تو می بارم

تو سهرابی ومن ازقصه ی رستم دلم خون شد

ببین می لرزم و دلشوره ها از داستان دارم

تمام شهرِ ما از ردپایِ خونی ت گل داد

هراسان می روم درکوچه ها آلاله بردارم

پدرمن زخمی ام دلواپسم با من بگو امشب

بخواب ای دخترک وحشت نکن تا صبح بیدارم !

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۱۵:۲۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید