اخبار

درمن زنی بزرگ اندازه یِ جهان فریاد می زند

امینه بولاقی

درمن زنی بزرگ اندازه یِ جهان فریاد می زند

تا بشکند مرا با ناله ،  ناگهان فریاد می زند

شب های بس دراز با غصه خفته ام غم را نگفته ام

بیدار می شود یکریز و بی امان فریاد می زند

هی داد می زند هی داد می زند هی داد می زند

جایی نمی رسد با مهر بر دهان فریاد می زند

چشمان خالی اش قد هلا لی اش این ها نشانی اش

ازداغ سینه اش یک جوی خون روان فریاد می زند

من برج سنگی ام من مرد جنگی ام با لرزش زنی

ویران نمی شوم او گرچه با فغان فریاد می زند

لبخند می زنم قلب شکسته را پیوند می زنم

او گریه می کند با آتش نهان فریاد می زند

موهای مشکی اش را باز می کند دیوانه می شود

پرواز می کند دراوج آسمان فریاد می زند

تا رام او شوم ، در دام او شوم ، همگام او شوم

درمن زنی بزرگ مانند کودکان فریاد می زند

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۱۵:۲۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید