اخبار

چشمهایم را میزند

محمد علی معینی
چشمهایم را میزند
برق تیغی که هر روز
مردم
قفل خانه هایشان را با آن باز میکنند
بیرون می آیند
به دنبال یک لقمه خون
برای خنجرهایشان
سر در گمم
در خیابانهایی که نمیدانند
بالای شهر میروند یا پایین
خیالی نیست
زبان خنجرها همه جا مشترک است
وقتی قابیل
برای کشیدن سیگار
از خواب طولانیش بیدار میشود
۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۱۷:۳۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید