اخبار

هنوز نمرده ام

حسین رحمانی

هنوز نمرده ام

درد کتفم را گرفته

چون اسبی که پایش شکسته

میدوم در خودم

تاریکی صورتم را نصفه میکند

با نیمه ای از خودم حرف میزنم

دستش را میگیرم

و آرامش میکنم

تنهایی صدایم را تقلید میکند

برایم آواز میخواند

با صدای خودم

چون گرازی که زوزه میکشد

میخواهم دندان هایم را پنهان کنم

میخواهم فراموش کنم مرگ را

چون زخم زانوی کودکی ها

رهایش کنم

چطور میتوانم مرده باشم؟

وقتی انگشتانم ده برابر زنده اند

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۰۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید