اخبار

حرفی بزن که تازه شوم از دهان تو

شهاب دهنوی

حرفی بزن که تازه شوم از دهان تو
مثل شهاب رد شوم از آسمان تو
چرخی بزن دو چشم مرا محو نور کن
تا با دو دست خسته بیفتم به جان تو
یا آن چنان بگیر و مرا غرق بوسه کن
تا واژه واژه بشکفم از ناگهان تو
با من بمان و قصه بگو تا سحر رفیق
تا رو شود حقایق شب از زبان تو
ما هفت پشت شاعر شهر تو بوده ایم
جغرافیای کوچک من بازوان تو
(شهاب دهنوی)
پ.ن:جغرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من
(علیرضا بدیع)

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۱۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید