اخبار

درخت کوچه ی ما شاعری پریشان است

جواد چراغی

 

درخت کوچه ی ما شاعری پریشان است

که بی تو باز زمستان همان(زمستان است )

 

سپید بختی برف از سپید پوشی توست !

عروسی تو وتیر ودرخت ومیدان است

 

گلی که هدیه ی دیدار اول من وتوست

کنار پنجره بامن اسیر گلدان است

 

کسی شبیه سیاوش تبر گرفته به دوش

خود خداست ،خدایی که با خدایان است

 

برای دل شکنی آمده نه بت شکنی

شبیه سوخته پیغمبری که عریان است

 

فقط به خاطر سوزاندن دل من وتوست

(چراغ رابطه) هامان اگر فروزان است

 

 

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۰۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید