اخبار

عشق را باچشم هامان در توهم ساختیم

جواد چراغی

 

عشق را باچشم هامان در توهم ساختیم

باسکوتی سوسنی در خود ترنم ساختیم

 

سوختیم اما به روی خود نیاوردیم تا -

از صدای سوز و ساز خود تبسم ساختیم

 

برق بوسه نیست. برق داس های آخته است

سوی ما که .عشقی از نشخوار گندم ساختیم

 

اشکمان جوش آمد و می شد زلال از تیرگی

تا که از گرد و غبار آینه خم ساختیم

 

جرات (ماهی سیاه کوچکی) با ما نبود

آخر اما چون نهنگی با تلاطم ساختیم

 

من همینم تو همانی- سوز آتش ساز آب -

با تفاهم سوختیم و با تفاهم ساختیم

 

 

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۰۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید