اخبار

شهراز من .از تو. از تندیس سیمانی پراست

جواد چراغی

 

شهراز من .از تو. از تندیس سیمانی پراست

ازنگاه سنگی وزندان و زندانی پراست

 

کوچه ای دیگر برای دوستی.عاشق شدن ـ

نیست ـ اینجا ازخیابان وخیابانی پراست

 

سالهاچرخیده ام دور خودم ـ یاجاده نیست

یاکه ازمیدان وازاسبان میدانی پراست

                         ..............

ازمگس از وز وزش بایدشنید آوازعشق

تادل بلبل از این گلهای گلدانی پراست

 

جای ماهی مار .و جای سکه سنگ. و...عیدمن

سفره اش از سبزی کاج زمستانی پراست

 

بایداین سیمرغ قصه دل بسوزاند نه پر

چون که راه رستم از چاه زنخدانی پراست

 

زهره ی ماری نباش با عصای هیچ کس

دست پیغمبرنما از چوب چوپانی پر است

۲۵ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۰۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید