اخبار

نقشه را دو نیم کرد

مهران شفیعی

 نقشه را دو نیم کرد

نیمی سبزی تازه

برای پیرزنی فرتوت

که از تکرار این کوچه سیر نمی شود

نیم دیگر تخمه ی آفتاب گردان

تا بهانه ای داشته باشم

دست های کودکی ام را بگیرم

 

چقدر خیابان را دوست دارم

از تمسخر عابران

موذیانه می خندم

و موهای سفید پیرمرد

تاریخ دردناکی ست

تا پیراهن سیاه بپوشم

 

زن فالگیر معجزه ای نداشت

نمی دانست

به این دست ها نمی شود اعتماد کرد

 

جغرافیای دبستان

نگاه کودکی ام را تلخ میکند

پدر فرصت داشت

از این کاغذها

سیگارش را روشن کند

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۰۰:۰۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید