اخبار

دست در دست آفتاب

مهدیه ابوصالحی

دست در دست آفتاب

دوست دارم که از تو بنویسم ،باعث افتخار خواهد شد

دفتر شعر من به نام شمافصل فصلش بهار خواهدشد

کاروان می رسد به جایی که سرنوشت زمین رقم بخورد

دشت در انتظار باران است، به نگاهی دچار خواهد شد

باحدیثی که از لبش جاری است توی دل هابنفشه می کارد

مطمئنم که با عنایت او عاشقی برقرارخواهدشد

دست در دست آفتاب،آنگاه،می رود لحظه لحظه بالاتر

موج لبخند روی لبهایش،عهدشان استوار خواهد شد

می نشیند به شانه ی خورشید،آسمان در نگاه او جاریست

برکه با اتفاق روشن ماه غرق در انتظار خواهد شد



جحهغعهفق

 

 
 

کاش در عهدشان وفا می بوداین جماعت که باتو می خندند

بعد از این قصه خوب می دانی که زمین داغدار خواهدشد

سمت محراب می روی ،کوفه،درعزایت سیاه می پوشد

بعد کوچ تو فال آیینه ها تا ابد سوگوار خواهدشد

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۰۴:۱۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید