اخبار

مرا با شعرهایم دفن خواهی کرد در یک روز پاییزی

فائزه زرافشان

مرا با شعرهایم دفن خواهی کرد در یک روز پاییزی

غزل می گویم آنجا، زیر سنگی سرد در یک روز پاییزی

خودم هم خوب می دانم، چه شعری می شود شعری که هر بیتش

مزین هست به همسایه های درد در یک روز پاییزی

میان نم نم باران صدای کفش های او کمی لرزان

چه حسی بود، حسی منحصر به فرد در یک روز پاییزی

نگاهش مثل یک چاقوی تیز و رنگ نارنجی لب هایش

چه معصومانه دل بستم به آن نامرد در یک روز پاییزی

همیشه تلخی اش در کام من باقی است روز زهرماری که

مرا با سیلی از آن خانه کردی طرد در یک روز پاییزی

درو می کرد فروردین من را زمهریر چشم این مردم

و دستانم کرخت و رنگ و رویم زرد در یک روز پاییزی

دوباره آمدم تا گم شوم در جمع اضدادی که دورت بود

شبیه هیچ، شکل دود، مثل گرد در یک روز پاییزی

عروست بی کفن از خانه ات بیرون نخواهد رفت، می دانم

مرا با شعرهایم دفن خواهی کرد در در یک روز پاییزی

 

 

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۰۴:۲۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید