اخبار

لحظه‌ها بی تو بی‌ملاحظه‌اند

مبین اردستانی

لحظه‌ها بی تو  بی‌ملاحظه‌اند

 به نگاهی شکفت و پنجره شد باز دیوارِ چند لحظۀ پیش

پر شد از نور کاسۀ چشمم  غرقِ دیدارِ چند لحظۀ پیش

 

به جهانی شگفت مهمانم که مَلَک بو نبرده از بودش

وه چه آرامشی‌ست با منِ مست، منِ هشیارِ چند لحظۀ پیش

 

هستی‌ام اشک (اشک آینه‌ای‌ست که تماشای عشق پوشیده)

هست با ذرّه ذرّۀ جانم  طعمِ دیدارِ چند لحظۀ پیش

 

تازه فهمیده‌اند آینه‌ها یک تماشا چقدر می‌ارزد

کاش می‌شد تمامِ هستیِ من صرفِ تکرارِ چند لحظۀ پیش

 

لحظه‌ها را گریستم بی‌تو، من که هستم که نیستم بی‌تو؟

مرگ بود آنچه زیستم بی‌تو  جانِ سرشارِ چند لحظۀ پیش!

 

تو نباشم شهود بی‌معناست، لحظه‌ها بی‌تو بی‌ملاحظه‌اند

رفته‌ای  باز و بستۀ خواب ‌است چشمِ بیدارِ چند لحظۀ پیش

 

پنجره بسته شد سکوت شدم، چشم بستم کویر لوت شدم

هر چه آیینه و تماشا رفت پشتِ دیوارِ چند لحظۀ پیش

                                                                                  مبین اردستانی

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۰۴:۴۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید