اخبار

زخم تیغ

مجید طاهری

زخم تیغ

باغبانم، باغ گلهایم تویی

در زمان خواب رویایم تویی

صبح ها مست نگاهت می شوم

وقت سرما جان پناهت می شوم

جستجویت عادت تنهاییم

گفتگویت مستی دنیاییم

من کویرم تشنه هر لحظه ات

بیقرارم همچو می در لحظه ات

تو برایم بوی باران در رهی

تو به من احساس بودن می دهی

تو برایم حس خوب شبنمی

تو به جانم روح تازه می دمی

از تو شب سیراب می گردد دلم

در نگاهت آب می گردد دلم

ای شراب روزهای مستیم

ای فدای تو تمام هستیم

گر شبی تیمار می کردم تو را

با تو من آباد کردم این سرا

ای میان خواب ها رویای من

از چه رنجیدی تو در دنیای من

گفته بودی:))خار بر دستش زدم

تهمتی ناکرده بر هستش زدم((

ای فدای قامت رعنای تو

باید این سر را نهادن پای تو

من به زخم تیغ مستی می کنم

با وجودش بت پرستی می کنم

من ز تیغ تو کجا رنجیده ام

من ز دست تو کجا نالیده ام

باغبانم،باغ جان من تویی

تیغ بران زبان من تویی

چون تو را می کاشتم در جان خویش

جمله بخشیدم به تو ایمان خویش

ای گل من خنده ات آرامش است

در گلستان دیدنش آسایش است

پس بجز لبخند در قلبم مکار

همچو باران باش و بر جانم ببار

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۲۶

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500