اخبار

تنهایی

مجید طاهری

تنهایی

دلم یک لحظه ی کوتاه

فقط یک لحظه ی کوتاه

میان این همه همدردی مفرط

کمی تنهایی می خواهد

کمی خلوت

کمی تنها نشستن در میان خویش

کمی اندیشه ی هرچند پوسیده

کمی افسردگی شاید

کمی افسردگی..

آری...

دگر خسته شدم از خود نبودن ها

از این لبخند لبهای نقاب آلود

ازین همدردی گرگ شبان با میش

ازین ابراز همدردی

ازین باران

ازین باغ و ازین گلشن

دگر خسته شدم آری

ز یارانی که دور از من

مرا افسرده می خوانند

مرا دیوانه می دانند

ولی در نزد من هر شب

ز درد این دل بیچاره می نالند

و یا زان پیر دانای جهان اموز

که پندم می دهد اما

خودش، هر راه دیگر را

برویم سخت می بندد

برویم ساده می بندد

و من حتی

نباید با کسی گویم

بجز راهی که او هر لحظه می گوید

برای من

مگر راهی دگر مانده

مگر حتی چهی در خانه هم مانده

چقدر افسرده ام اری

دلم تنهایی می خواهد

دلم تنها، کمی تنهایی می خواهد

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۰:۲۹

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500