اخبار

غزل- مرا بریز

رضا خبازها

پیچیده در سراسر این سرسرا بلنـــد

کای دستهای از سر ترس و هوا بلنـــد

یا سر دهید یا سر حق را بیفکنید؛

یعنی کنید نیزه به خون خدا بلنـــد!

ناحق که جایجای جهان سر بلنــد کرد،

حق را چگونه گویید؟ آهسته یا بلنـــد؟

از سرکشیّ خویش فلک هیچ کم نکرد

زیرا به غیر آه نشد کس ز جا بلنـــد

در پیش ظلمهای جهان و جهانیان

یک مرد سر نکرد ز بین شما بلنـــد

وین آسمان به پیش یکی سرفکنده گشت

آن یک سری که شد به سر نیزهها بلنـــد   

شد تیغ آبدادۀ بیآبروی نیز

از بهر قطع نسل سر اصفیا بلنـــد

کوتاهیای نکرد نه دشمن، نه آسمان  

سر شد نوای العطش از نینوا بلنـــد

هرگز به سر رسید عزایی که سر نداشت؟

دیدم همیشه در همهجا این عزا بلنـــد

قرآن شدهست بر سر آن نیزهها و باز

آتش زبانه کرده به آل عبا بلنـــد

تکرار حق و باطل آن روز کربلا

پیچیده در سراسر این سرسرا بلنـــد

                                             از رضا خبازها

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۱:۳۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید