اخبار

عید نوروز گیج و رو به زوال، سال تحویل میشود هر سال

سید علی رضایی
عید نوروز گیج و رو به زوال، سال تحویل میشود هر سال
فال میگیرم از تو با گریه، خنده هایت گرفته خواب و خیال
زحل و هاله ای که دورش بود، مَثَل صورتت شده با شال
با لبت برده ای مرا معراج، بی نظیری فرشته ی بی بال
با نگاهت مرا عوض کردی، با توام ای محول الاحوال
نه تو مثل گذشته ای و نه من، عوضم کرده ای و در هر حال
پل شدم تا به شادیت برسی
مثل این روزهای آخر سال

گردبادی نشسته بر دامن، چشم در چشم خیس فردا من
چقدر گریه کردمت هرشب، چقدر بغض کرده ای با من
رود بودم اگر نبودی تو، می رسیدم فقط به دریا من
همه گفتند مانعت بشوم، همه مانع شدند اما من
پل شدم تا به شادیت برسی
مثل این روزهای آخر سال

پسر در به در که یادت رفت، عاشقت ماند هرکه یادت رفت
با خودت روزهای شیرین را، گفته بودم ببر که یادت رفت
خنده هایی که پیش چشمت بود، گریه ی یک نفر که یادت رفت
تو که مدیون من شدی آخر، بله مدیون، مگر که یادت رفت
پل شدم تا به شادیت برسی
مثل این روزهای آخر سال

از تو و جنگ تن به تن گفتم، از تو و مرز پیرهن گفتم
درجوانی شدم پشیمان از هرچه در باره ی وطن گفتم
اولین بار خواستی بروی ، اولین بار خواهشا" گفتم
مدتی بعد رد شدی از من، رد شدی و به گریه من گفتم:
پل شدم تا به شادیت برسی
مثل این روزهای آخر سال

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۰۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید