اخبار

اصلا قرار نیست که این قصه سر شود

نرگس شمس
غزل مثنوی

اصلا قرار نیست که این قصه سر شود
باید علاقه ام به شما بیشتر شود
با چشم هات شعر خودم را قلم زدم
جیی که فرصت غزلم را بهم زدم
از روزهای تلخ تو کم می شوم ولی...
با تو دوباره عازم غم می شوم ولی...
هی حرف پشت حرف به گوشم رسیده است
وقتی سرت دوباره به دوشم رسیده است
من قانعم به بودن تو در تصورم
وقتی که از نبود تو این روزها پرم
....
هرشب برای آمدنت راه می کشم
این راه را به عشق تو کوتاه می کشم
پیش سکوت تو نفسی کم می آورم
در قاب عکس جای خودم...آه می کشم
این روزها که عشق برایم مقدر است
من بغض های تلخ از این چاه می کشم
نقاش می شوم که تو را دست و پا کنم
گاهی نگاه می کنم و گاه می کشم
لعنت به من که پیش همه جار می زنم
من دست از نگاه تو این ماه می کشم
....
امشب دلم گرفته و حرفی نمی زنی
حس می کنم دوباره به فکر همان زنی
تو می روی و وعده ی ما سست می شود
این اشک ها برای خودت پست می شود!
تو می روی و کار دلم سخت می شود
با رفتنت خیال همه تخت می شود
این روزهای نحس به جایی نمی رسد
با تو همیشه بحث به جایی نمی رسد!


۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۴۰

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500